هیوندای میخواهد از قالب یک خودروساز سنتی بیرون بیاید. برنامه این گروه کرهای دیگر فقط درباره نسل بعدی سوناتا، سانتافه یا خودروهای برقی نیست؛ رباتهای انساننما، خودروهای بدون راننده، کارخانههای هوشمند و سامانههای مبتنی بر هوش مصنوعی بخشی از آیندهای هستند که این شرکت برای خود ترسیم کرده است. پشت این سرمایهگذاری عظیم اما یک نگرانی جدی وجود دارد، اگر شرکتهای فناوری مغز خودروهای آینده را در اختیار بگیرند، آیا خودروسازانی مانند هیوندای در نهایت فقط بدنه، موتور و باتری خواهند ساخت؟
بازتاب– برای بیش از یک قرن، مزیت اصلی خودروسازان تقریباً روشن بود؛ کسی که موتور بهتر، کارخانه بزرگتر، طراحی جذابتر و شبکه فروش قدرتمندتری داشت، شانس بیشتری برای تسلط بر بازار پیدا میکرد.
اما خودروهای آینده ممکن است با قواعد دیگری فروخته شوند. در یک خودروی خودران یا هوشمند، کیفیت موتور و شاسی همچنان اهمیت دارد، اما نرمافزار، هوش مصنوعی، پردازنده، نقشه دیجیتال و حجم دادهای که خودرو جمعآوری و تحلیل میکند، به همان اندازه تعیینکننده شدهاند. هیوندای به همین دلیل تلاش میکند پیش از آنکه این تغییر کامل شود، جایگاه خود را عوض کند.

هیوندای چرا سراغ ربات رفت؟
خرید شرکت آمریکایی «بوستون داینامیکس» یکی از روشنترین نشانههای این تغییر بود. این همان شرکتی است که رباتهای چهارپای Spot و ربات انساننمای Atlas را توسعه داده است. هیوندای اکنون قصد دارد از سال ۲۰۲۸ ربات Atlas را در کارخانه آمریکایی خود به کار بگیرد.
قرار نیست رباتها فوراً جای تمام کارگران را بگیرند. کارخانه خودرو محیط مناسبی برای آموزش آنهاست: قطعه جابهجا کنند، کارهای تکراری انجام دهند، در محیط صنعتی حرکت کنند و هزاران ساعت داده واقعی جمع کنند.
به این ترتیب کارخانه خود هیوندای میتواند به آزمایشگاهی بزرگ برای نسلی از رباتها تبدیل شود که بعداً ممکن است در انبارها، مراکز لجستیکی یا سایر صنایع فروخته شوند.
گروه هیوندای حتی از برنامه ایجاد ظرفیت تولید سالانه حدود ۳۰ هزار ربات در آمریکا سخن گفته است.
به بیان سادهتر، شرکتی که امروز میلیونها خودرو میسازد، میخواهد فردا میلیونها «ماشین متحرک هوشمند» نیز تولید کند؛ بعضی چهار چرخ خواهند داشت و بعضی دو پا.
میلیاردها دلار برای چیزی فراتر از خودرو
جاهطلبی هیوندای تنها به رباتیک محدود نمیشود. این گروه برای توسعه هوش مصنوعی، رباتیک و فناوریهای مرتبط با انرژی سرمایهگذاریهای بزرگی در نظر گرفته و مرکزی با سرمایه حدود ۹ تریلیون وون را برای حوزههای آینده برنامهریزی کرده است.
همکاری با شرکتهایی مانند Nvidia، Waymo و Google DeepMind نیز بخشی از همین راهبرد است.
انویدیا در پردازندهها و زیرساخت محاسباتی هوش مصنوعی یکی از بازیگران اصلی جهان است؛ ویمو سالهاست خودروهای خودران را توسعه میدهد و گوگل دیپمایند نیز در پیشرفتهترین حوزههای هوش مصنوعی فعالیت دارد.
هیوندای میتواند با تکیه بر این شرکتها سریعتر به فناوریهایی برسد که ساخت مستقل آنها شاید سالها زمان ببرد. اما همین همکاری یک خطر هم دارد.

خودروی آینده را چه کسی واقعاً خواهد ساخت؟
فرض کنید هیوندای بدنه خودرو را طراحی کند، موتور و باتری را بسازد و کارخانه را اداره کند؛ اما پردازنده از یک شرکت دیگر باشد، سیستم رانندگی خودران را شرکت دیگری ارائه کند و اطلاعات مشتری نیز روی سامانه متعلق به شریک فناوری پردازش شود.
در این حالت سؤال مهمی مطرح میشود: باارزشترین بخش خودرو متعلق به چه کسی است؟
این اتفاق قبلاً در صنعت دیگری رخ داده است. بسیاری از شرکتها تلفن همراه بسیار خوبی تولید میکنند، اما بخش بزرگی از قدرت اکوسیستم موبایل در اختیار سازندگان سیستمعامل، فروشگاه برنامه و خدمات دیجیتال است. در صنعت خودرو نیز نگرانی مشابهی وجود دارد.
خودروساز ممکن است وسیلهای چند ده هزار دلاری بسازد، اما درآمد دائمی حاصل از نرمافزار، خدمات آنلاین، داده، سرگرمی و قابلیتهای هوشمند نصیب شرکت دیگری شود.
از همینجاست که رقابت سنتی میان تویوتا، هیوندای، مرسدس یا فورد به رقابت پیچیدهتری با انویدیا، گوگل و شرکتهای هوش مصنوعی تبدیل میشود.
چرا خودروسازان یک مزیت مهم دارند؟
با وجود این، شرکتهایی مانند هیوندای کاملاً بیدفاع نیستند.
ساخت یک خودرو در تیراژ میلیونی کار سادهای نیست. شرکت خودروسازی زنجیرهای عظیم از کارخانه، قطعهساز، باتری، حسگر، موتور، نرمافزار، کنترل کیفیت و شبکه خدمات دارد.
همین تواناییها در ساخت ربات نیز کاربرد دارند. یک شرکت نرمافزاری ممکن است بهترین الگوریتم جهان را تولید کند، اما تبدیل آن به ماشینی که بتواند روزانه هزاران بار حرکت کند، زمین بخورد، دوباره بلند شود و سالها بدون خرابی جدی کار کند، مهندسی کاملاً متفاوتی میخواهد. این همان حوزهای است که خودروسازان میتوانند مزیت داشته باشند.

خودروی آینده شاید بیشتر شبیه گوشی باشد
تغییر بزرگتر زمانی رخ میدهد که خودرو پس از فروش همچنان تغییر کند.
امروز بخش زیادی از ارزش خودرو در لحظه خروج از کارخانه مشخص میشود. در نسل آینده ممکن است مشتری بعداً قابلیت جدید بخرد، قدرت نرمافزاری خودرو را ارتقا دهد یا امکانات تازهای از طریق اینترنت دریافت کند.
در چنین بازاری، رابطه خودروساز و مشتری با فروش خودرو تمام نمیشود. شرکتی که نرمافزار و اطلاعات خودرو را کنترل کند، میتواند سالها بعد از فروش نیز درآمد داشته باشد.
بنابراین جنگ آینده صنعت خودرو احتمالاً فقط بر سر برد باتری، قدرت موتور یا شتاب صفر تا صد نخواهد بود. مسئله اصلی این است که چه کسی سیستمعامل خودرو را کنترل میکند و دادههای تولیدشده توسط آن متعلق به چه کسی است.
هیوندای میخواهد فقط «کارخانهدار» آینده نباشد
استراتژی تازه هیوندای را میتوان واکنشی به همین نگرانی دانست. شرکت کرهای نمیخواهد آیندهای را ببیند که در آن بهترین کارخانهها و خطوط تولید را دارد، اما بخش اصلی ارزش فناوری در اختیار شرکتهای بیرون از صنعت خودرو قرار گرفته است.
به همین دلیل همزمان در خودرو خودران، تراشه و هوش مصنوعی، رباتیک و کارخانههای هوشمند سرمایهگذاری میکند.
این راه پرهزینه و پرریسک است. مشخص نیست رباتهای انساننما چه زمانی از نظر اقتصادی به محصولی فراگیر تبدیل خواهند شد یا رانندگی کاملاً خودران با چه سرعتی گسترش پیدا خواهد کرد. اما خطر نادیدهگرفتن این تغییر شاید برای خودروسازان بزرگتر باشد.







